با همکاری مشترک دانشگاه پیام نور و انجمن یادگیری الکترونیکی ایران

نوع مقاله : علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 گروه برنامه‌ریزی درسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 گروه مطالعات برنامه درسی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

10.30473/idej.2026.78187.1278

چکیده

جهان معاصر شاهد گذار از وضعیتهای «نرمال» تثبیتشده به دورانی است که آن را «نیونرمال» می‌نامد. این گذار که غالباً توسط بحرانهای ژرف و چندوجهی تسریع و هدایت میشود، صرفاً بازگشتی موقت به شرایط پیشین نیست؛ بلکه دلالتی بر دگرگونیهای بنیادین در ساختارهای تجربه، تعامل و معنا در سطوح فردی و جمعی تعلیم و تربیت است. در این میان، نظام‌های آموزشی و به ویژه برنامه‌های درسی ـ به مثابه یکی از اصلی‌ترین سازوکارهای اجتماعی فرهنگی ـ نه تنها در معرض تأثیر این تحولات قرار می‌گیرد، بلکه خود به عاملی فعال در شکل‌دهی و تثبیت این «نیونرمال» مبدل میگردد. حال این سؤال مطرح است که برنامه درسی چگونه می‌تواند تحت تأثیر بحرانهای معاصر، به مثابه یک سازوکار پدیدارشناختی انتقادی عمل کند و در فرایند تولید، تثبیت و عادیسازی «نیونرمال» در نظام آموزشی و برنامه‌ریزی درسی به ایفای نقش بپردازد؟ این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی در چارچوب الگوی شناختی بلیکی (چیستی، چرایی، چگونگی)، با هدف کاوش در سازوکارهای (نظری و عملی) تبدیل بحران به نرمال از طریق برنامه درسی، به دنبال ارائه تفسیری عمیق و چندلایه از نقش برنامه درسی در دوران نیونرمال است. به نظر می‌رسد «نیونرمال در برنامه درسی» به عنوان مجموعه‌ای از تغییرات پایدار و ساختاریافته که در پاسخ به تحولات جهانی شکل گرفته و اکنون به هنجار غالب در نظام آموزشی و برنامه‌ریزی درسی بدل شده است، نه تنها پاسخی به بحران‌های موقتی، بلکه ضرورتی راهبردی برای آماده‌سازی یادگیرندگان در مواجهه با آینده‌ای نامطمئن و متغیر در حوزه مطالعات برنامه درسی خواهد بود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات