نوع مقاله : علمی-پژوهشی
نویسندگان
1 گروه برنامهریزی درسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 گروه مطالعات برنامه درسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
چکیده
جهان معاصر شاهد گذار از وضعیتهای «نرمال» تثبیتشده به دورانی است که آن را «نیونرمال» مینامد. این گذار که غالباً توسط بحرانهای ژرف و چندوجهی تسریع و هدایت میشود، صرفاً بازگشتی موقت به شرایط پیشین نیست؛ بلکه دلالتی بر دگرگونیهای بنیادین در ساختارهای تجربه، تعامل و معنا در سطوح فردی و جمعی تعلیم و تربیت است. در این میان، نظامهای آموزشی و به ویژه برنامههای درسی ـ به مثابه یکی از اصلیترین سازوکارهای اجتماعی فرهنگی ـ نه تنها در معرض تأثیر این تحولات قرار میگیرد، بلکه خود به عاملی فعال در شکلدهی و تثبیت این «نیونرمال» مبدل میگردد. حال این سؤال مطرح است که برنامه درسی چگونه میتواند تحت تأثیر بحرانهای معاصر، به مثابه یک سازوکار پدیدارشناختی انتقادی عمل کند و در فرایند تولید، تثبیت و عادیسازی «نیونرمال» در نظام آموزشی و برنامهریزی درسی به ایفای نقش بپردازد؟ این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی در چارچوب الگوی شناختی بلیکی (چیستی، چرایی، چگونگی)، با هدف کاوش در سازوکارهای (نظری و عملی) تبدیل بحران به نرمال از طریق برنامه درسی، به دنبال ارائه تفسیری عمیق و چندلایه از نقش برنامه درسی در دوران نیونرمال است. به نظر میرسد «نیونرمال در برنامه درسی» به عنوان مجموعهای از تغییرات پایدار و ساختاریافته که در پاسخ به تحولات جهانی شکل گرفته و اکنون به هنجار غالب در نظام آموزشی و برنامهریزی درسی بدل شده است، نه تنها پاسخی به بحرانهای موقتی، بلکه ضرورتی راهبردی برای آمادهسازی یادگیرندگان در مواجهه با آیندهای نامطمئن و متغیر در حوزه مطالعات برنامه درسی خواهد بود.
کلیدواژهها
موضوعات