علمی-پژوهشی
آموزش از دور
نازیلا خطیب زنجانی
چکیده
پژوهش حاضر باهدف شناسایی ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای آموزش فراشخصیسازیشده با بهرهگیری از هوش مصنوعی صورت گرفت. نوع پژوهش به لحاظ نوع داده کیفی بود که به لحاظ ماهیت شامل مراحل فراترکیب و دلفی بود. جامعه آماری در بخش کیفی و مرحله فراترکیب کلیه مبانی نظری و پیشینه مرتبط پایگاههای داده خارجی و در مرحله دلفی 15 مشارکتکننده (خبره) ...
بیشتر
پژوهش حاضر باهدف شناسایی ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای آموزش فراشخصیسازیشده با بهرهگیری از هوش مصنوعی صورت گرفت. نوع پژوهش به لحاظ نوع داده کیفی بود که به لحاظ ماهیت شامل مراحل فراترکیب و دلفی بود. جامعه آماری در بخش کیفی و مرحله فراترکیب کلیه مبانی نظری و پیشینه مرتبط پایگاههای داده خارجی و در مرحله دلفی 15 مشارکتکننده (خبره) با روش نمونهگیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. روش گرداوری دادهها در مرحله فراترکیب مرور سیستماتیک ادبیات و در مرحله دلفی کاربرگ بود و روایی و پایایی موردبررسی قرار گرفت که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزارهای پژوهش بود. روش تجزیهوتحلیل دادهها در مرحله فراترکیب، تحلیل سیستماتیک و در مرحله دلفی ضریب توافق کندال بود با نرمافزارهای Maxqda-V2018و Spss-V23 بود. یافتهها نشان داد، آموزش فراشخصیسازیشده با بهرهگیری از هوش مصنوعی شامل بعد شناختی با مولفه های تحلیل سطح دانش پیشین(5شاخص)، سبک یادگیری فردی(6شاخص)، سازگاری شناختی(6 شاخص)، حافظه و یادسپاری(6 شاخص) وحل مسئله و تفکر انتقادی(6 شاخص)؛ بعد عاطفی با مولفه های شناسایی حالات هیجانی(6 شاخص)، انگیزش درونی(6 شاخص)، خودکارآمدی یادگیرنده(6 شاخص)، رضایت یادگیرنده(6 شاخص) و درگیری هیجانی در یادگیری(6 شاخص)، بعد رفتاری با مولفه های الگوهای تعامل با سیستم(6 شاخص)، مشارکت در فعالیتهای گروهی(6 شاخص)، نظم و پیگیری یادگیری(5 شاخص)، رفتارهای جستوجوی دانش(6 شاخص) و تعامل با بازخورد(6 شاخص) و بعد زمینه ای با مولفه های شرایط محیطی یادگیری(6 شاخص)، فناوری و ابزار مورد استفاده(6 شاخص)، تطبیق فرهنگی و زبانی(6 شاخص)، دسترسی و عدالت آموزشی(6 شاخص) و تحلیل دادههای یادگیری(6 شاخص) بود.
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
اکبر جدیدی محمدابادی
چکیده
هدف از پژوهش نقش واسطهای هوش شناختی در رابطه بین فناوری فاوا و اشتیاق تحصیلی بود. پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری از کلیه دانش آموزان پایه ششم مشغول به تحصیل در سال 1403-1402 ابتدایی شهر کرمان به تعداد 250 نفر که به روش نمونه گیری کل شماری 250 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای محقق ساخته (فاوا) توسط اسلامی ...
بیشتر
هدف از پژوهش نقش واسطهای هوش شناختی در رابطه بین فناوری فاوا و اشتیاق تحصیلی بود. پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری از کلیه دانش آموزان پایه ششم مشغول به تحصیل در سال 1403-1402 ابتدایی شهر کرمان به تعداد 250 نفر که به روش نمونه گیری کل شماری 250 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای محقق ساخته (فاوا) توسط اسلامی (1397)، پرسشنامه استاندارد اشتیاق تحصیلی توسط فردریکز و همکاران (2004) مقیاس کودکان کتل آزمون فرم B مقیاس 2، جمع آوری شد. و فرضیهها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافتهها نشان داد رابطه بین تجربه کار با اینترنت، استفاده از اینترنت با هوش شناختی و اشتیاق تحصیلی معنادار نیست. رابطه بین هوش شناختی با اشتیاق تحصیلی معنادار نیست. همچنین رابطه بین استفاده از نرم افزارهای آموزشی، استفاده از کامپیوتر و سرویسها اینترنتی، سهولت و سودمندی کار با کامپیوتر و سرویسهای اینترنتی و توانمندی کار با کامپیوتر و سرویسهای اینترنتی با اشتیاق تحصیلی، مثبت و معنادار است. اثر مستقیم مولفههای فناوری فاوا (استفاده از کامپیوتر و سرویسهای اینترنتی، سهولت و سودمندی کار با کامپیوتر و سرویسهای اینترنتی، براشتیاق تحصیلی مثبت و معنادار است. یافتهها نشان داد اثر مستقیم مولفههای فناوری فاوا همچون (توانمندی کار با کامپیوتر و سرویسهای اینترنتی) بر هوش شناختی مثبت و معنادار است. اثرمستقیم هوش شناختی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان معنادار نیست. هوش شناختی نقش واسطهای معناداری در رابطه بین مولفههای فناوری فاوا با اشتیاق تحصیلی ندارد. در نتیجه می توان گفت توجه به فناوری فاوا در اشتیاق تحصیلی و هوش شناختی موثر می باشد.
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
نفیسه رفیعی؛ وحید جمال زاده نقنه
چکیده
The prevalence and expansion of the use of online tests in all universities, especially in Payame Noor University, and the experience of using online tests in the conditions of Corona, raised the need to investigate ways to reduce cheating in this type of test. Therefore, the purpose of this research was to investigate the methods of reducing cheating in online exams at Payam Noor University in Isfahan province. A qualitative research method of thematic analysis was carried out. The study area included all students and professors of Payam Noor University in Isfahan province in the second semester ...
بیشتر
The prevalence and expansion of the use of online tests in all universities, especially in Payame Noor University, and the experience of using online tests in the conditions of Corona, raised the need to investigate ways to reduce cheating in this type of test. Therefore, the purpose of this research was to investigate the methods of reducing cheating in online exams at Payam Noor University in Isfahan province. A qualitative research method of thematic analysis was carried out. The study area included all students and professors of Payam Noor University in Isfahan province in the second semester of the academic year 2021-2022 .The 26 students and 12 professors were selected as a sample by using criterion-based purposeful sampling until reaching theoretical saturation. The data collection tool was a semi-structured interview. The method of data analysis was carried out by the Atride-Sterling method with MAXQDA 2020 software. The findings showed 143 basic themes, 9 organizing themes and 4 inclusive themes from the students' point of view and 166 basic themes, 14 organizing themes and 5 inclusive themes from the professors' point of view. The findings of the research showed that the solutions to reduce cheating in the online exam from the point of view of professors and students are "solutions for changing the educational design of professors", "technological solutions", "solutions related to the system structure of the exam", "institutional level solutions" and also The distinguishing feature of professors' view towards students was "students' self-directed solutions".
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
انور شاهمحمدی؛ عابدین دارابی عمارتی
چکیده
هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی مولفه های موثر بر کیفیت عناصر برنامه درسی در نظام آموزش از راه دور بود. در این پژوهش از نظر گردآوری داده ها از ترکیب روشهای کیفی وکمی یعنی روش آمیخته استفاده شد. در این بخش میدان تحقیق را کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور استان کردستان بودند. از روش نمونه گیری گلوله برفی، ملاکی و هدفمند استفاده شد ...
بیشتر
هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی مولفه های موثر بر کیفیت عناصر برنامه درسی در نظام آموزش از راه دور بود. در این پژوهش از نظر گردآوری داده ها از ترکیب روشهای کیفی وکمی یعنی روش آمیخته استفاده شد. در این بخش میدان تحقیق را کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور استان کردستان بودند. از روش نمونه گیری گلوله برفی، ملاکی و هدفمند استفاده شد و حجم نمونه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت که در نهایت با 10 نفر از آنها مصاحبۀ نیمه ساختاریافته به عمل آمد. در بخش کمی نیز جامعه آماری بصورت در دسترس در نظر گرفته شد. داده های حاصل از مصاحبه های بخش کیفی مبنای برای پرسشنامه محقق ساخته قرار گرفت که در نهایت پرسشنامه ای مبتنی بر عناصر چهارگانه برنامه درسی در قالب 18 گویه تهیه و تنظیم گردید. روایی بخش کیفی با استفاده از بررسی مجدد به وسیله محقق و در بخش کمی بر اساس تایید نظر صاحبنظران انجام شد. برای تحلیل داده در بخش کیفی از تحلیل مضمون و در بخش کمی از روش ویکور فازی استفاده گردید. نتایج در بخش کیفی منجر به شناسایی 18 مضمون پایه در 4 مضمون سازمان دهنده شامل (اهداف، محتوای، روش های آموزش و ارزشیابی) و در نهایت 1 مضمون فراگیر تحت عنوان (مولفه های موثر بر کیفیت برنامه درسی در نظام آموزش از راه دور) شد. در بخش کمی نیز نتایج نشان داد که مولفه های شکل گیری مناسب هدف های آموزشی و رفتاری بر اساس مباحث درسی و بازخورد فوری شیوه های ارزشیابی به ترتیب بیشتر و کمترین اهمیت را از بین مولفه موثر بر کیفیت برنامه درسی در این نوع نظام آموزشی را در نظر متخصصان به خود اختصاص دادند. بر این اساس پیشنهاد می شود دست اندکاران نظام آموزش از راه دور در تنظیم برنامه های درسی این نوع نظام آموزشی به مولفه های احصاء شده از یافته های این تحقیق توجه بیشتری مبذول دارند.
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
اعظم بختیاری رنانی؛ آرمان بهرام زاد
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر سواد رسانهای بر تفکر انتقادی و خودکارآمدی تحصیلی در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور اصفهان انجام شد. روش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه شاهد بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه پیام نور اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. با استفاده از روش نمونهگیری ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر سواد رسانهای بر تفکر انتقادی و خودکارآمدی تحصیلی در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور اصفهان انجام شد. روش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه شاهد بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه پیام نور اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. با استفاده از روش نمونهگیری دردسترس 30 نفر از دانشجویان دختر به عنوان نمونه آماری انتخاب و از این تعداد 15 نفر از آنها به صورت تصادفی در گروه آزمایش و15 نفر در گروه گواه جایگماری شدند. گردآوری دادهها از طریق مقیاسهای تفکر انتقادی ریکتس (2003) و خودکارآمدی تحصلی مورگان و جینکز (1999) صورتگرفت. پس از اجرای پرسشنامهها گروه آزمایش برنامه آموزشی مبتنی بر سواد رسانهای و مؤلفههای مهارتهای سواد رسانهای را در قالب شش جلسه 45 دقیقهای دریافت نمود.برای آزمون فرضیهها از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد.نتایج نشان داد که سواد رسانهای بر تفکر انتقادی(000/0P< 123.136=F) و خودکارآمدی تحصیلی(000P< 177.102=F) اثربخشی معناداری داشته است. بنابراین این روش آموزشی نوظهور توانسته است با تکیه بر فنون و راهبردهای اینترنتی در جهت افزایش تفکر انتقادی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور اصفهان گام اساسی را بردارد.
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
افسانه عسگری عراقی؛ رحیم مرادی؛ محسن باقری
چکیده
In the contemporary era, critical thinking is recognized as an essential and fundamental skill for success in individual and social life. The present research aims to investigate the effect of integrating the seven-step learning cycle model in online instruction on the critical thinking of sixth-grade elementary school students, seeking to provide empirical evidence regarding the effectiveness of this innovative educational approach. This quasi-experimental study, employing a pre-test-post-test control group design, included 40 sixth-grade students from Arak city, who were divided into two groups: ...
بیشتر
In the contemporary era, critical thinking is recognized as an essential and fundamental skill for success in individual and social life. The present research aims to investigate the effect of integrating the seven-step learning cycle model in online instruction on the critical thinking of sixth-grade elementary school students, seeking to provide empirical evidence regarding the effectiveness of this innovative educational approach. This quasi-experimental study, employing a pre-test-post-test control group design, included 40 sixth-grade students from Arak city, who were divided into two groups: experimental (taught with the seven-step learning cycle model) and control (traditional method). Data were collected through the Ricketts Critical Thinking Disposition Questionnaire (2003) and analyzed using SPSS software. The results indicated that the experimental group demonstrated a significant improvement in critical thinking after implementing the seven-step learning cycle model. These findings are consistent with previous studies, confirming the effective role of this model in promoting analytical and decision-making skills. The seven-step learning cycle model, emphasizing the stages of elicitation, engagement, exploration, explanation, elaboration, extension, and evaluation, provides opportunities for deep and meaningful learning for students. The integration of this model with web-based learning environments, which constitutes an innovation of this research, facilitates access to diverse resources, rich interactions, and immediate feedback, consequently contributing to students' active learning and critical thinking. Based on the findings of this research, it is suggested that educational policymakers and curriculum designers consider the seven-step learning cycle model as an effective approach in educational programs and in-service teacher training courses. Furthermore, teachers must become familiar with the design and implementation of learning activities based on this model in web-based environments.
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
امیر کریمی؛ ابوالفضل اسدنیا؛ ریزکی آگاسی سیهومبینگ؛ سافریانا سافریانا؛ امجداسلام امجد
چکیده
Online History Teaching provides convenience, adaptability, and teamwork by eliminating geographical constraints and accommodating a range of schedules and learning preferences. Virtual reality and interactive multimedia are technological innovations that improve education and encourage lifelong learning in learners of all ages. This scientometric article aims to teach online history and find academic gaps and trends. The method of this research is a scientometric method that was conducted with statistical software. Using the Scopus database and the VOSviewer 1.6.18 software and Bibliometrix 4.1.4, ...
بیشتر
Online History Teaching provides convenience, adaptability, and teamwork by eliminating geographical constraints and accommodating a range of schedules and learning preferences. Virtual reality and interactive multimedia are technological innovations that improve education and encourage lifelong learning in learners of all ages. This scientometric article aims to teach online history and find academic gaps and trends. The method of this research is a scientometric method that was conducted with statistical software. Using the Scopus database and the VOSviewer 1.6.18 software and Bibliometrix 4.1.4, the study covers publications on Online History Teaching from 1985 to 2023. The annual analysis shows a significant increase in the number of articles. The main contributors are the United States, China, the United Kingdom, Spain, and Indonesia. According to the Journal of Computers and Education, Hwang G-J was the most active author. Additionally, Research trends, hot spots, and chats in this field were discussed and analyzed based on the research results. Subsequent investigations may broaden the application of gamification in contemporary learning environments like the Metaverse, VR, XR, AI, and AR. By giving academics up-to-date information on Online History Teaching, this study helps to create important areas and identify research avenues that show promise.
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
زهرا تقوی؛ اعظم محمدی متین؛ هادی پورشافعی؛ محمد اکبری
چکیده
هدف این پژوهش، بررسی پویاییهای عاطفی و مشارکتی میان معلمان و دانشآموزان در محیط دیجیتال شبکه شاد با استفاده از روش قومنگاری مجازی است. این تحقیق با رویکردی کیفی و بر پایه نمونهگیری هدفمند، تعاملات موجود در چهار گروه آموزشی در شبکه شاد را طی شش ماه (مهر تا اسفند 1402) مورد تحلیل قرار داده است. دادههای جمعآوریشده شامل پیامهای ...
بیشتر
هدف این پژوهش، بررسی پویاییهای عاطفی و مشارکتی میان معلمان و دانشآموزان در محیط دیجیتال شبکه شاد با استفاده از روش قومنگاری مجازی است. این تحقیق با رویکردی کیفی و بر پایه نمونهگیری هدفمند، تعاملات موجود در چهار گروه آموزشی در شبکه شاد را طی شش ماه (مهر تا اسفند 1402) مورد تحلیل قرار داده است. دادههای جمعآوریشده شامل پیامهای متنی، صوتی و واکنشهای عاطفی ثبتشده در این گروهها بوده که از طریق مشاهده غیرمشارکتی و با بهرهگیری از نرمافزار ATLAS.ti تحلیل شدهاند.نتایج نشان میدهد که شبکه شاد علاوه بر ایفای نقش رسمی در اطلاعرسانی و آموزش، به فضایی برای حمایت عاطفی و اجتماعی کاربران تبدیل شده است. تعاملات کاربران شامل سه نوع اصلی بوده است: تعاملات آموزشی، تعاملات اجتماعی، و حمایتهای عاطفی و مشاورهای. همچنین، شبکه شاد به بستری برای تبادل منابع آموزشی، تسهیل ارتباطات غیررسمی، و تقویت ارتباطات انسانی میان معلمان و دانشآموزان تبدیل شده است.یافتهها حاکی از آن است که ویژگیهای تعاملی و انعطافپذیر شبکه شاد نه تنها به بهبود فرآیندهای یادگیری کمک کرده، بلکه ظرفیتهای قابلتوجهی در ایجاد همبستگی اجتماعی و حمایت روانی در محیطهای آموزشی دارد. این پژوهش، با تأکید بر روش قومنگاری مجازی، اهمیت بررسی فضاهای دیجیتال در تحلیل روابط انسانی و نقش آنها در تحول محیطهای آموزشی را برجسته میکند.
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
حمید احمدی هدایت؛ مرتضی گلشنی گهراز؛ زهرا ثمری ابراهیم زاده؛ کمال نصرتی هشی
چکیده
Background and Objectives: Addressing digital distraction among students is critical, as its management can enhance focus and foster deeper learning. This study aims to explore the factors contributing to digital distraction in virtual education through a phenomenological lens, drawing on teachers’ lived experiences. Methods: This qualitative study adopts a phenomenological approach. The research population consisted of secondary school teachers in Karaj during the 2023-2024 academic year. Participants were selected using purposive sampling until data saturation was reached, resulting in ...
بیشتر
Background and Objectives: Addressing digital distraction among students is critical, as its management can enhance focus and foster deeper learning. This study aims to explore the factors contributing to digital distraction in virtual education through a phenomenological lens, drawing on teachers’ lived experiences. Methods: This qualitative study adopts a phenomenological approach. The research population consisted of secondary school teachers in Karaj during the 2023-2024 academic year. Participants were selected using purposive sampling until data saturation was reached, resulting in 21 teachers. Data were collected through in-depth, semi-structured interviews conducted as two-way dialogues. To ensure the validity and reliability of the interviews, techniques such as triangulation, member checking, parallel data collection, and researcher self-review were employed. Findings: Interviews revealed that most teachers identified several factors contributing to digital distraction, including environmental and psychological factors, unnecessary digital activities, educational and instructional factors, constant online communication, and deficiencies in emotional self-regulation. They proposed solutions such as family-based strategies, engaging mental and natural activities, emotional support, and creating an optimal learning environment. Conclusion: Managing and mitigating the factors contributing to digital distraction can significantly improve the quality of student learning.
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
عباس رمضانی؛ معصومه شریفی؛ الهام یوسفی
چکیده
مفهوم بازیسازی دیجیتال به عنوان یک استراتژی جذاب و لذتبخش برای ارتقای آموزش ریاضی و پر کردن شکاف بین یادگیری دانشآموزان و شیوههای آموزشی شناخته شده است. این بررسی سیستماتیک، تحلیل جامعی از چشمانداز فعلی در مورد اجرای بازیسازی در آموزش ریاضی دیجیتال ارائه میدهد. علاوه بر این، تجربیات یادگیری دانشآموزان و نتایجی را که ...
بیشتر
مفهوم بازیسازی دیجیتال به عنوان یک استراتژی جذاب و لذتبخش برای ارتقای آموزش ریاضی و پر کردن شکاف بین یادگیری دانشآموزان و شیوههای آموزشی شناخته شده است. این بررسی سیستماتیک، تحلیل جامعی از چشمانداز فعلی در مورد اجرای بازیسازی در آموزش ریاضی دیجیتال ارائه میدهد. علاوه بر این، تجربیات یادگیری دانشآموزان و نتایجی را که هنگام تعامل با ریاضیات از طریق رویکردهای بازیسازی به دست میآورند، بررسی میکند. برای این بررسی، ۲۱ نشریه منتشر شده بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ برای شناسایی مضامین کلیدی در این حوزه تحقیقاتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در حالی که این مطالعات تأثیرات مطلوب بازیسازی بر تجربیات و نتایج یادگیرندگان را نشان دادند، هیچ یک از عناصر بازیسازی خاص مرتبط با آن تجربیات و نتایج را مشخص نکردند. تجربیات یادگیری مثبت شناسایی شده در محیطهای ریاضی بازیسازی شده شامل لذت، تعامل، انگیزه و سرگرمی بود. نتایج یادگیری مطلوب شامل تسلط بر محتوا، تعامل دانشآموزان، انگیزه و رضایت کلی بود. یافتههای این بررسی، بینشهای ارزشمندی در مورد طراحی بازیسازی دیجیتال با هدف ارتقای یادگیری ریاضی دانشآموزان به همراه تجربیات و نتایج مرتبط با آنها ارائه میدهد.
علمی-پژوهشی
آموزش از دور
محمد گنجی؛ امین حیدریان؛ فاطمه نامیان
چکیده
با شیوع کووید-19 و اجبار دانشجویان به یادگیری در فضای مجازی، پرداختن به نشاط آموزشی و سهم آن در عملکرد مراکز دانشگاهی اهمیت بیشتری یافته است. این پژوهش به بررسی نشاط و سرزندگی آموزشی دانشجویان در فضای مجازی و شناسایی عوامل مرتبط با آن میپردازد. جامعه آماری این پیمایش شامل دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 1400-1399 است. حجم نمونه ...
بیشتر
با شیوع کووید-19 و اجبار دانشجویان به یادگیری در فضای مجازی، پرداختن به نشاط آموزشی و سهم آن در عملکرد مراکز دانشگاهی اهمیت بیشتری یافته است. این پژوهش به بررسی نشاط و سرزندگی آموزشی دانشجویان در فضای مجازی و شناسایی عوامل مرتبط با آن میپردازد. جامعه آماری این پیمایش شامل دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 1400-1399 است. حجم نمونه با استفاده از نرمافزار سمپل پاور برابر با 489 نفر برآورد شده است. قابلیت اعتماد متغیرهای پژوهش نیز با استفاده از ضریب پایایی ترکیبی بررسی و مورد تأیید قرار گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهند که بین متغیرهای «دسترسی به منابع و امکانات آموزش مجازی»، «رضایت از سامانه آموزش الکترونیک دانشگاه»، «کیفیت آموزشی»، «تجربه زیست دانشجویی در فضای مجازی»، «سرمایه اجتماعی درونگروهی» و «رعایت حقوق دانشجویی» با متغیر «نشاط آموزشی» رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین، نتایج ارزیابی مدل ساختاری نشان میدهد که حجم اثر متغیر «تجربه زیست دانشجویی در فضای مجازی» در حد زیاد، متغیر «کیفیت آموزشی» در حد متوسط رو به پایین و سایر متغیرها در حد کم بوده و توان پیشبینی کنندگی مدل نیز در سطح بالا برآورد شده است. در مجموع، یافتههای این پژوهش نشان دادند که پرداختن به امکانات آموزش مجازی و ارتقاء کیفیت آنها از یک سو و توجه به سرمایه اجتماعی درونگروهی دانشجویان و رعایت حقوق آنان میتواند در تجربه زیسته دانشجویی و در نتیجه نشاط آموزشی حتی در فضای غیرحضوری نقش بسزایی داشته باشد.